کیستم من؟

سلام :-)

مطمئنم صفحه‌ی “درباره‌ی من” دراکثریت قریب به اتفاق وبلاگ‌ها جزء اولین قسمت‌هایی ِ که مورد بازدید قرار می‌گیره. البته کاملاً هم طبیعیه. چون مسلماً‌ برای هر کسی جالبه با طرز فکر وبلاگ‌نویس آشنا بشه. پس به نظرم اومد تصویری جامع و کامل از نویسنده و وبلاگ ارائه بدم تا شک و شبهه‌ای باقی نمونه!

  • اسم؟

از اولین ملاک هویت شروع می‌کنم یا به قول فروغ: : (خود را به ثبت رساندم/ خود را به نامی، در یک شناسنامه، مزین کردم…)

خوب من نام مستعار انتخاب نکردم. اسم‌ام همینه که تحت عنوان نویسنده اینجا بوده و همچنان هست: “پانته‌آ” … ظاهر و باطن یکیست : – )

وقتی بچه بودم خیلی‌ها از من می‌پرسیدن معنی اسمم چیه؟ … اونوقت‌ها خیلی نمی‌دونستم و می‌گفتم از مامان بپرسین!!!! ولی بعدها برای خودم مهم شد و تو لغت‌نامه‌ی دهخدا معنیش رو پیدا کردم. تا حالا اینقدر برای همه توضیح دادم که معنیش رو کامل حفظ‌ شدم.

  • از کی و کجا وبلاگ می‌نویسم؟

از اینجا! در حقیقت اولین وبلاگ من در blogger در جولای 2006 به زبان انگلیسی متولد شد؛ دلیل ایجادش هم، ، رک و راست برای تمرین زبان بود ولاغیر! چون در اون روزگار، ما در حال یادگیری زبان اجنبی دیگه‌ای به نام “فرانسه” بودیم و القصه! انگلیسی داشت یادمون می‌رفت… بعد از حدود یک سال، با وردپرس آشنا شدم، و وبلاگ انگلیسی‌م با عنوان Teacher Pani که منسجم‌تر از قبلی هم بود به وردپرس نقل مکان کرد؛ اونجا در مورد خاطرات تدریس زبانم می‌نوشتم و بعضاً هم اتفاقات روزمره… پس از 4 ماه، به خاطر قابلیت‌های خوب وردپرس و تشویق دوستان تصمیم گرفتم در کنار اون وبلاگ انگلیسی، وبلاگ فارسی هم داشته باشم… چون هر طور حساب کردم دیدم آدم نمی‌تونه به هیچ زبان جز زبان مادری احساسات‌اش رو تمام و کمال بیان کنه. که ما حصل این تصمیم هم، همین دل نوشته‌‌ است که می‌بینید. : – )

  • چرا می‌نویسم؟

نوشتن به من احساس آرامش می‌‌ده… انگار كه باری از دوشم برداشته می‌‌شه. کلاً نوشتن رو دوست دارم ولی وقتی ناراحت یا نگران‌، یا مضطربم تنها چیزی که آرومم می‌کنه نوشتن ِ ….و البته از دوباره خوندن نوشته‌هام هميشه لذت می‌برم. شاید به خاطر تشویق معلم‌ها بود که همیشه از انشاهام تعریف می‌کردن، شاید هم به خاطر ادبیات فرانسه که تو دانشگاه خوندم… نمی‌دونم ولی ادبیات جزء جدایی ناپذیر زندگی ِ‌منه. و فکر می‌کنم همه به نوعی درگیر ادبیات هستن. یکی از اساتیدمون می‌گفت:” ادبیات هیچ‌چیز و همه چیزه! به تنهایی علم نیست ولی همه‌ی علوم رو در بر می‌گیره.” … خلاصه از بچگی به دو چیزی که بیشتر از همه علاقه داشتم یکی مدادرنگی بود و دیگری کتاب.

می‌نويسم تا بدانم كيستم من ؟ چيستم من ؟…

معتقدم هر کسی که می‌تونه و استعدادش رو داره باید بنویسه:

کنون‌ات که امکان گفتار هست

بگو، ای برادر، به لطف و خوشی

که فردا چو پیک اجل در رسد

به حکم ضرورت زبان درکشی

  • در مورد چی می‌نویسم؟ از چی؟

گاهی از دلم می‌‌نويسم، گاهی از منطق ، گاهی از احساس… گاهی شعر، گاهی یک متن کوتاه، گاهی یک گزارش، گاهی ترجمه…از هر دری سخنی. یک دل‌نوشته‌ی واقعی… هر چیزی که احساس کنم باید بگم. باید به اشتراک بزارم. و البته دوست دارم نظرات دیگران روهم بدونم. دیدن کامنت‌ها خوشحالم می‌کنه. همین‌که آدم بدونه تنها نیست، به ادامه‌ی راه امیدوارتر می‌شه. خوشحال می‌‌شم كه در مسير نوشتن و فهميدن همراهانی داشته باشم … از هر ایده‌ی بکر و تازه و مفیدی هم استقبال می‌کنم.

  • رشته‌‌ی تخصصی:

فکر می‌کنم تا اینجا دیگه مشخص شده که رشته‌ام چیه… زبان فرانسه خوندم و انگلیسی رو هم مثل بلبل حرف می‌زنم! اگر کار ترجمه به دستم برسه خوشحال می‌شم؛ و تا جایئکه تونستم سعی کردم به دوستان در کارهای ترجمه‌شون کمک کنم. همیشه بر این باور بوده‌ام که یک زبان جدید یک دنیای تازه است. زبان یک دریچه‌ است که چشم آدم رو به روی یک افق جدید و زیبا باز می‌کنه. آدم رو علاقه‌مند می‌کنه به شناخت دیگری، به شناخت جهان و حتی شناخت خود. چون خواه ناخواه زبان‌آموز در مقام مقایسه بر میاد و سعی می‌کنه به فرهنگ و تاریخ خودش رجوع کنه. علاقه و انگیزه‌ی زبان خوندن رو هم از پنجم دبستان به یادگار دارم. اون زمان اولین کلاس زبانی بود که می‌رفتم و قرار بود هر کس یک کاردستی درست کنه. من هم یک ماسک از شخصیت Teacher کتاب زبانم درست کردم و جایزه‌ی اول کلاس رو برنده شدم “یک پاک‌کن و یک مداد”… : – ) … نا گفته نماند به شدت دلم می‌خواست گرافیک می‌خوندم ولی به خاطر تصویر منفی غالب بر اذهان عمومی از رفتن به هنرستان منع شدم… اگر تا آخر عمر فرصتی مقتضی و مناسب داشته باشم حتماً روزی به دنبال این علاقه‌ام خواهم رفت…

  • پست الکترونیکی:

بنا به سنت و عرف وبلاگ نویسی، این هم جی.میل برای دریافت نظرات و سخنان گوهر بار شما:

Panthea64 [@] gmail [.] com

11 پاسخ to this post.

  1. Posted by پسر کوچک on نوامبر 9, 2007 at 6:11 ب.ظ

    سلام خانم مربی
    نوشته های شما خیلی جذابه و خواننده رو تا آخر مطلب با خودش می کشونه
    به نظر می رسه شما حرفاتون و در غالب نوشته ها بیان می کنید که این نوشته ها گاهی از خودتان و گاهی گلچینی از آثار دیگران است.
    خلاصه کلام وبلاگ خیلی خوبی دارید. به کارتان با جدیت ادامه دهید.
    موفق باشید

    پاسخ

  2. منم اون مرد غریب
    در کشاکش دهر فریب
    با تو همراهم
    ای دوست قریب
    (گجمو)
    موفق تر باشی

    پاسخ

  3. سلام دوست آسمونيم
    امروز براي اولين بار به وب لاگ قشنگت سر زدم . واقعا” زيبا بود . كار خيلي خوبي كردي كه نوشته هاي قشنگت و يك جا جمع كردي . اينجوري مي توني يه دنيا رو مثل خودت لطيف و زيبا كني .
    هميشه از اينكه چنين دوست با معرفتي دارم احساس غرور كردم و خدا رو به خاطر اين لطفش سپاسگزارم .
    پيوسته پيروز باشي نازنين

    پاسخ

  4. Posted by شقایق on مارس 9, 2008 at 4:44 ق.ظ

    من هم مشتاق نوشته های قشنگتون هستم

    پاسخ

  5. Posted by زهرا فرجي on آوریل 27, 2008 at 11:04 ق.ظ

    سلام
    مدتهاست وبلاگت رو مي‌خونم. از وقتي به بهانة GAZETTE باهات آشنا شدم. منم بزرگترين لذت زندگيم نوشتن و خوندنه … به اضافة فيلم ديدن! بهت حسوديم مي‌شه كه فرانسه بلدي… دلم مي‌خواد منم شروع كنم. اونقدر كار تو دنيا هست و اونقدر فرصت كمه كه آدم واقعاً وقت كم مياره… منم دنبال كسي هستم كه بتونه بگه چطوري مي‌شه وقت بيشتري داشت…
    موفق باشي.


    سلام
    واقعاً‌ خوشحال شدم وقتی این پیغام شما رو خوندم.
    فرانسه بلد بودن من امتیازی نیست! هر کس در یک رشته‌ی خاص تحصیلات و کارش رو دنبال می‌کنه که به جای خود قابل تقدیره.
    من هم همیشه دوست داشتم در یک محیط مطبوعاتی کار کنم.
    به هر صورت از اینکه این وبلاگ رو می‌خونین ممنونم.

    شاد باشین :-)

    پاسخ

  6. سلام ترا من چشم در راهم

    یه چیز های نوشتم در ارسال مشکل دیده شد

    از شما جهت شناخت ” من ” و” ما ” دعوت میکنم به وبلاگ این

    کهنه معلم ارومیه به قسمت کتاب صفر دفتر دوم سر بزنید

    پاسخ

  7. بابا ايول…..!

    پاسخ

  8. با احترام گرم و صمیمی وتبریک برای نوشته های سبزتون.سوئد ک ه

    پاسخ

  9. Posted by هه ژار معروفی on مارس 2, 2009 at 8:32 ب.ظ

    من که بیشتر فکر می کنم ادبیات فارسی خونده باشی
    البته شایدم فارسی و فرانس خیلی باهم شباهت داشته باشن ( من که نخوندم )
    راستی چرا ما ایرانیا همیشه ی رشته دیگه رو از رشته دانشگاهیمون بهتر بلدیم ( مثلا من معدن خوندم ولی کامپیوتر بهتر بلدم )
    در هر صورت در سفارت فرانسه روزگار خوبی رو برات آرزو می کنم .
    شاید هم اینروزا به جای فرودگاه امام ی سری عکس از ایفل با معایبش پست کردی .
    در هر صورت موفق باشی .

    البته ادبیات رو نباید منطقه‌ای کرد بلکه باید بهش با یک دید کلی و جهانی نگاه بشه…
    در مورد ما ایرانی‌ها باید بگم چون اکثراْ بدون اطلاع دقیق و یا به اجبار سایرین یک رشته رو انتخاب می‌کنیم و وقتی وارد اون رشته شدیم و دیدیم که راضیمون نمی‌کنه تازه دنبال علاقه‌مون می‌گردیم. البته یک نکته‌ی دیگه هم هست٬ با گذشت زمان آدم٬ علایق و سلایق‌اش عوض می‌شه. من به شخصه اگر برگردم به دوران ۱۴-۱۵ سالگی و بخوام رشته‌ای انتخاب کنم مطمئنا گرافیک رو انتخاب خواهم کرد….
    در مورد برج ایفل هم یک چیزهایی شنیدم… که به اون قشنگی ها هم که می‌گن نیست…
    ولی آدم باید خودش تجربه کنه و ببینه.
    به هر صورت ممنون از نظرتون.
    شما هم موفق و شاد باشین
    .

    پاسخ

  10. من برای اولین بار امدم ازاسمت خوشم امد مطابت راخوندم ازاین که بی ریاهستی خوشم امد موفق باشی

    تا توانی در جهان یک رنگ باش :-)
    خوشحالم که خواننده مطالب وبلاگم بودین.
    ممنون از نظرتون
    شاد و پیروز باشین
    .

    پاسخ

  11. Posted by DEPARTED on آوریل 27, 2009 at 4:29 ب.ظ

    Salam harfaton kheyli ghashnge O be del mishine man emshab baray avalin bar in sito didam movafagh bashi

    پاسخ

Respond to this post