رسیدن به خیر!!

Golden-Heart

آخ جون دوباره من، دوباره وبلاگ، دوباره نوشتن!

.چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود. چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده بود! چقدر حرف تو دلم مونده بود

چقدر اتفاقات و حوادث عجیب و غیرمنتظره و ناراحت کننده پیش اومد. اتفاقاتی که شاید هیچکس انتظارش رو نداشت و می شد برای هر صحنه و هر لحظه اش چندین صفحه نوشت.

چقدر سر من این یک ماهه شلوغ بود. درس، امتحان، کار، رفت و آمد، ترافیک، تظاهرات…

به هر صورت خوشحالم که فرصتی پیش اومد تا چند خطی بنویسم.

ممنون از مادموازل میم عزیزم از اینکه راه جدبد ورود به وردپرس رو به من نشون داد.

Respond to this post