
آخ جون دوباره من، دوباره وبلاگ، دوباره نوشتن!
.چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود. چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده بود! چقدر حرف تو دلم مونده بود
چقدر اتفاقات و حوادث عجیب و غیرمنتظره و ناراحت کننده پیش اومد. اتفاقاتی که شاید هیچکس انتظارش رو نداشت و می شد برای هر صحنه و هر لحظه اش چندین صفحه نوشت.
چقدر سر من این یک ماهه شلوغ بود. درس، امتحان، کار، رفت و آمد، ترافیک، تظاهرات…
به هر صورت خوشحالم که فرصتی پیش اومد تا چند خطی بنویسم.
ممنون از مادموازل میم عزیزم از اینکه راه جدبد ورود به وردپرس رو به من نشون داد.