پاییزِ برگریزِ هزار رنگ

گرمای طاقت‌فرسای تابستون داره از بین می‌ره و هوا لطیف می‌شه؛ بارون‌های پاییزی و بوی نم خاک هم به آدم حس خوبی رو منتقل می‌کنه! کلاً پاییز فصل محبوب و زیبایی ِ . جایی شنیدم: “پاییز بهار عاشقان”…

حالا با همه‌ی این تعاریف آخه حیف نیست فصل به این قشنگی با آغاز سال تحصیلی مقارن باشه؟؟!؟!؟!

از نظر من تنها نقطه‌ی ناراحت‌کننده‌ی این فصل دوست داشتنی، مربوط می‌شه به بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها!

اون‌وقت‌هایی که بچه بودیم و مدرسه می‌رفتیم و البته پای تلویزیون می‌نشستیم! این آهنگ‌ها از اواسط شهریور مدام پخش می‌شد!!!!!

  • آغاز ماه مهر، آغاز کوشش است….. هم‌شاگردی سلام! هم‌شاگردی سلام!!
  • باز آآآآمد…بوی ماه مدرسه…بوی شادی‌های راه مدرسه….
  • دینگ دینگ دینگ دینگ! (این هم صدای زنگ مدرسه، اون‌وقت‌هایی که زنگ اخبار و تکنولوژی و غیره نبود و با یک چکش به صفحه‌ای فلزی می‌کوبیدن! – یاد سریال “قصه‌های مجید” افتادم!)

مثل سوهان روح!!! باید هر لحظه به این فکرمی‌کردیم که دوباره دفتر و درس و تخته گچی و سر یا ته نیمکت نشستن و مشق شب در راه است!!!

من فقط عشقم داشتن دفتر‌های رنگ و وارنگ بود. هزار جور دفتر و جامدادی و کیف داشتم! ماه مهر رو 99٪ به خاطر کیف و کفش و دفتر های قشنگش و بوی کتاب نوی مدرسه دوست داشتم.

البته هنوز که هنوزه دنبال دفترهای فانتزی می‌رم. دیگه اتاقم داره تبدیل می‌شه به کلکسیونی عظیم از دفتر و کتاب!

به هر صورت… امیدوارم این فصل رو با خوبی شروع کنید و خاطراتی خوش براتون به جا بمونه….

پ.ن. عنوان این پست در واقع قسمتی از یک نوشته‌ی قدیمی ِ خودمه که مال ِ 2000 سال ِ پیش ِ! (5 سال پیش)

5 نظر to this post.

  1. و اکنون
    زمین مادر
    در مدارش
    سبک پای
    از دروازهی پاییز می گذرد
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    مدت‌ها بود سری به ما نمی‌زدین….

    پاسخ

  2. همین خاصیت شروع مدارس که مربوط به این فصل میشه همه ی خصایص خوبش رو تحت الشعاع قرار میده آبجی

    پاسخ

  3. وای من عاشق پاییز و زمستونم،عاشق هوای سرد،باد،بارون و برف و در مقابل از خورشید متنفرم :) ))
    چقدر مثل خودمی :) )))
    منم از اول مهر خوشم نمیاد،کاش تعطیلات مدارس و دانشگاهها توی پاییز یا زمستون بود،اونوقت من هر روز بیرون بودم :) )))
    اون آهنگها رو منم یادمه،کلی آدم رو دپرس می کردن،هنوزم که می شنوم یه طوری میشم.یادمه اونوقتی که کلاس اول می خواستم برم همش از روی همین آهنگها می خواستم بفهمم که مدرسه چه جوریه :) ))

    سفر رو که به شدت پایه ام ولی کسی نیست که باهاش برم!دوستامم درگیر خوندنن و البته طوری نیستن که بشه باهاشون رفت سفر برای استراحت،ما هر وقت با هم میریم مسافرت بعدش یه چند روز باید استراحت کنیم که خستگیش بره :) )) دوستام زیادی شادن!
    می دونی هم تز و هم خوندن طوریه که باید به مرور انجام بشه.مخصوصا تز که خیلی کار داره و اصلا نمیشه یکی دو ماهه بستش.همه چیز رو باید یواش یواش برد جلو.
    از فردا می خوام برم دانشگاه درس بخونم که جدی باشم.

    پاسخ

  4. با این حال من بازم پائیز رو بیشتر از فصل‌های دیگه دوست دارم … احتمالاً همین روزا یه پست در موردش بنویسم :)

    پاسخ

  5. دوباره سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ;-)
    می دونم كه متوجه شدی !!!!
    انگار من تو پايیز به تو رسيدم … رسيدنی جديد … شايد مجبور شيم برای اين رسيدنهای دم و بی دم هميشه سالگرد بگيريم . :-)
    خوشحالم كه پاييز می‌تونه با بارونهای لطيفش تو رو شاد كنه … هميشه شاد باشی خانوم خانما ….

    پاسخ

Respond to this post