- آقا شما هم تو صف بودين؟
* من به اين خانم گفتم میرم و برمیگردم!
+ خیال کردن اینجا هم صف مسجده!
﷼ خانم نیومدی تره بار که زنبیل میذاری! خودت وایسا تو صف!
@ باید به مدیر بانک شکایت کرد!
# یعنی همه تو این صف هستن؟…(یکصدا: ) بــــــعـــــله!
- آره دیگه! این مسئول باجه، آشنای شماست!…. وگرنه ما جلوی شما بودیم!
آدم که میره بانک باید هزار و یک جور غرغر و داد و بیداد و پچ پچ رو تحمل کنه!!!
بدتر از همه هم کسانی هستن که دیر میان و زود هم میخوان برن!! تازه در کمال پررویی شاکی هم میشن!!!!!
همهى بانکها شماره میدن، من نمیدونم آخه این بانک ملی به اصطلاح پر سابقه چرا اینجوریه؟!
برای سازمانها و موسسات و دانشگاهها هم که اکثراً باید به حساب بانک ملی پول واریز کرد! :-﷼
هیچ دقت کردین نصف عمر ما تو صف میگذره:
- شونصد ساعت صف تاکسی (به خصوص تو برف و بارون یا حتی تابستون سر صلات ظهر تو گرما یا دم غروب که تاکسی نایاب میشه!)
- بیشتر از یک ساعت تو نوبت بانک (البته این بسته به بانکش و تاریخ روز، مدتش هم کم و زیاد میشه! اوایل ماه که اصلاً نباید کار بانکی انجام داد! )
- پونصد ساعت صف نونوایی (اگر نون باگت نبود که از گرسنگی فنا میشدیم!)
البته به هزار و یک طریق دیگه هم تو ترافیک و تو ادارات و تو مترو وقت ما هدر میشه… نمیدونم الان دیگه واقعاً زمان برای کسی ارزش داره؟ همه به همه چیز عادت کردن! به بینظمی! معطل شدن! گرونی! … همه به همهی عادات بد خو گرفتن! دروغگویی! بیوفایی! بداخلاقی! بددهنی! ….این خوب نیست… :-(

نوشته شده توسط سروش در سپتامبر 1, 2008 در 11:49 ق.ظ
حالا خوبه جنگ تموم شده
نوشته شده توسط Mlle mim در سپتامبر 1, 2008 در 6:22 ب.ظ
جالبترش اینجاس که وقت شما برای بقیه هیچ ارزشی نداره ولی اگه شما تو یه کاری دیر کنی طرف مقابلت تو رو متهم می کنه که چرا برای وقتش ارزشی نذاشتی در حالیکه وقتی اون دیر کنه خب حتما کار مهمی داشته و شما اونقدر مهم نیستی!!!
می دونی چیه ما همه چیزمون به همه چیزمون میاد.
وقتی می بینم که مردم تو خیابون سر چیزهای خیلی بی اهمییت شروع می کنن به دعوا و داد و بیداد دلم می گیره که آخه پس کو حسهای خوب انسانی!
نوشته شده توسط علي بابا در سپتامبر 3, 2008 در 7:08 ق.ظ
وقت واسه كسي ارزش داره؟؟؟؟
نه اينجا جون آدمام واسه كسي ارزش نداره همه بايد فنا شيم تا قوانين اسلام ناب محمدي اجرا بشه!
واسه مردن هم بايد صف كشيد…
نوشته شده توسط مصطفی در سپتامبر 3, 2008 در 6:48 ب.ظ
ای بابا صف بنزین که یادت رفت؟
یه عادت بده دیگه هم که داره عادی میشه، روزه خواری در جلوی دید همس
خوب آخه همه که طاقت 16 ساعت گرسنگی رو ندارن!
و یا به دلایل پزشکی روزه نمیگیرن و
به ناچار باید جایی چیزی بخورن
حالا تا بخوان بگردن یک جای بدون تردد پیدا کنن که افطار میشه!!!!!!!!
نوشته شده توسط shirin در سپتامبر 15, 2008 در 10:10 ق.ظ
ولی من فكر میكنم اوضاع به اين بدی هم كه شما میگيد نيست !!!
توی همهی اين صفها هم میشه چيزهای خوب رو ديد يا حداقل به چيزهای خوب فكر كرد .
مثلا” تو همهی اين صفها فرشتههای كوچولو هم هستند ( بچهها ) … تگاه كردن به اونا میتونه خيلی آرامش بخش باشه …