چطور به آرامش درونی برسیم؟

مدتی دنبال یک مقاله‌ی خوب می‌گشتم که هم اطلاعات مفیدی داشته باشه و هم قابل ترجمه‌ باشه…

دیروز در قسمت آگهی‌های روزنامه یک آگهی شغلی بود با این محتوا:”یک مترجم باتجربه برای تالیف کتب روانشناسی عوام‌فهم”!!!! در اینجا دو نکته حائز اهمیته! 1)اولاً مترجم با تجربه و بی‌تجربه‌اش فکر نمی‌کنم خیلی فرق بکنه! نفس عمل مهمه که ترجمه است و الان از هر کسی بر میاد! درست و غلط! درهمه! نمی‌شه سوا کرد!!!! 2)دوم اینکه این کتب روان‌شناسی عوام‌فهم هم خیلی طرفدار داره‌ها! همون‌هاییکه کلید موفقیت رو در عرض چند ثانیه دو دستی تقدیم شما می‌کنه!!! یا با خوندشون بدون بال پرواز می‌کنین!!! یا دوست از دست رفتتون رو با هزار و یک روش و گاهی توسل به سحر و جادو دوباره برمی‌گردونین!!! … تقاضا در این زمینه بالاست… به نظر من به جای رو آوردن به این کتاب‌های تا حدی کودکانه بهتر نیست کمی علمی‌تر و عاقلانه‌تر کتاب بنویسیم تا هم در بالا بردن سطح علمی و فرهنگی جامعه سهیم باشیم و هم به راستی گره از مشکلات مردم باز ‌کنیم…؟؟!

حالا غرض از بیان این مطلب چی بود؟! من هم دنبال یک مقاله روان‌شناسی می‌گشتم برای ترجمه، با این مضمون: “آرامش درونی” و “مراحل رسیدن به آن“… البته قصد من عوام‌فریبی و این حرف‌ها نیست!!! :-P فقط چون خودم مدت‌ها دنبال این موضوع بودم، به نظرم اومد ترجمه‌‌اش خالی از لطف نیست. این دفعه مقا‌له‌ها رو فرانسه انتخاب کردم تا کمی هم برای خودم تمرین بشه… :-)

امیدوارم مفید و جامع باشه.

چطور می‌توان با وجود اضطراب هر روزه، به آرامشی درونی و آسایشی پردوام دست یافت ؟

در طول قرنی که از یک سو مبتکر و از سوی دیگر مخرب‌ترین دوره‌ی تاریخ است، بی‌معناست اگر بگوییم در قرنی خارق‌العاده زندگی می‌کنیم . با این حال، علیرغم معجزات مدرنیته‌ی تکنولوژیک، همواره ما لحظاتی از نهایت تنش و اضطراب‌ را پشت سر می‌گذرانیم، خواه در حیطه‌ی شخصی خواه ملی و حتی جهانی.

چطور می‌توانیم با چنین اضطرابی رو در رو شویم که حاصل محیط پیرامون ما، مشکلات شخصی‌مان، و جامعه‌ای است که میراث فرزندانمان خواهد بود؟ اغلب ما نگرانیم ولی نمی‌دانیم چه کار باید کرد.

راهی وجود دارد که اختلالات حمله‌ور به ما را اداره می‌کند. بکارگیری روش‌های خاصی، موثر و دلگرم‌‌کننده هستند، به خصوص هنگامیکه با شرایطی مواجه هستیم که از لحاظ احساسی یا عاطفی ضربه‌ای می‌خوریم: از دست‌دادن ناگهانی کار، فوت یکی از عزیزان، شکست یا نابودی یک ازدواج، مورد خیانت واقع شدن، بیماری‌ها… چنین نگرانی‌هایی می‌تواند اضطرابی طولانی مدت ایجاد کند؛ برای شخصی که درگیر چنین ناامیدی شده است، مقابله با حقیقت کاری دشوار و دردآور خواهد بود.

بدون ساده‌انگاری بیش از حد و یا دست‌کم گرفتن این ضربات روحی، می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که راه دیگری برای یافتن آرامش روحی وجود دارد: وضعیت ذهنی آرام و مطمئن، جدا از تشویش دائمی حاصل از فشارهای هر روزه. بسیاری هستند که راه‌‌حل‌های شخصی را برگزیده‌اند. کتاب‌ها و نوارهای گوناگونی در معرض عموم قرار گرفته که روش‌ها و ابزار متنوعی را برای مدیریت اضطراب و جستجوی هماهنگی در زندگی به نمایش می‌گذارد؛ با این حال، حتی اگر این موارد تا حدودی تسکین دهنده باشند، هیچ‌یک نقص ریشه‌ای روح بشری را ترمیم نمی‌کنند. برای آنکه اساسی‌ترین و حادترین مشکلاتمان را بر طرف سازیم، می‌بایست قدمی فراتر نهیم: باید ضمیر ناخودآگاه خو را از نو برنامه‌ریزی کنیم.

4 حرکت مقدماتی:

1. شیوه‌ای صحیح در زندگی خود پیش بگیرید.

از فرار کردن دست بکشید و زندگی سطحیرا کنار بگذارید. این شیوه تنها زندگی شما را نامتعادل می‌کند. زندگی را با آغوش باز پذیرا باشید و از سطح سهل زندگی فراتر روید، این چنین است که حقایق و واقعیت‌ها را در می‌یابید. همیشه به راه حل بیاندیشید چرا که همواره راهی خواهید یافت. با حل مشکلاتی که زندگی در پیش پای شما قرار می‌دهد، خواهید دید که بسیاری از این راه‌ها به پیشرفت درونی شما نیز کمک خواهد کرد. جستجوی گروهی، برای یافتن راه‌حل ِ یم مشکلهمگانی نیز در رشد و تعالی شما موثر است. هرگز نباید از چنین مشکلاتی فرار کرد.

( به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل …. که گر مراد نیابم، به حد وسع بکوشم)

2. با حسن نیت زندگی کنید.

قوانینی که بر رفتار بشری حاکم است مانند قانون جاذبه‌ی زمین، قطعی و کاربردی است.تبعیت از این قوانین، هماهنگی روح ما را در پی خواهد داشت. از آنجائیکه بیشتر این قوانین به طور فراگیر پذیرفته شده‌اند، می‌توانید به طور عینی از هم اکنون با حسن نیت زندگی کنید.

(البته من با سعدی موافقم که می‌گه: “بگفتا نیک مردی کن نه چندان … که گردد خیره گرگ تیز دندان!!)

3. جایگاه خود را درنظم جهانی پیدا کنید.

شما به وجود آمده‌اید برای ایفای نقشی در این نظم جهانی. این خود شما هستید که ماهیت نقشی را که قادر به ایفای آن هستید کشف می‌کنید. می‌توانید در سکوت محض آن را بیابید. پس زندگی خود را با انجام کارهای شایسته‌ای که به آنها تمایل دارید، سرشار از هماهنگی کنید و انجام این امور را بر کارهای ساختگی‌ای که راه زندگی بشری را مسدود کرده است، برتری دهید.

(غافل منشين نه وقت بازی است…وقت هنر است و سرفرازی است)

4. زندگی خود را ساده کنید تا با الهامات درونی و بیرونی هماهنگ شوید.

مادیات بلا استفاده، بار سنگین زائد هستند. زندگی تنها در جمع کردن اشیاء و اموال بی‌مصرف خلاصه نمی‌شود بلکه انجام فعالیت‌های معناداردرون‌مایه‌ی زندگی است. در زندگی دو قطب احتیاجات و علایق باید با هم درآمیزد. اگر چنین شود هم در زندگی شخصی و هم در زندگی جمعی سازگاری و هماهنگی نمود میابد.

(البته این مورد منظور این نیست که رو حصیر یا میخ یا تو کوزه بخوابین!! و جز آب و نون نخورین!!…

یکی از اساتید عزیزمون می‌گفت: “می‌دونین چرا غرب پیشرفت می‌کنه؟ چون مثلاً یک قفسه‌ی کتاب دارن، مرتب، منظم و طبقه‌‌بندی شده. حالا ما چی؟ یک گنجه داریم، درش رو که باز می‌کنیم کتاب و لباس و تیر و تخته ازش می‌ریزه بیرون…. تفکر غربی طبقه‌بندی شده است، نظم داره. روی یک موضوع متمرکزه… از روی چیدمان ویترین مغازه‌ها هم می‌شه اینو فهمید…)

ادامه دارد…

4 نظر to this post.

  1. Posted by shirin on آگوست 23, 2008 at 7:48 ق.ظ

    مطلب جالبی بود . تشكر . به خصوص قسمتی كه از طبقه‌بندی صحبت كرده .
    شايد ما هم بايد اول از همه ذهنمان را طبق‌بندی كنيم ، برای رسيدن به آرامش …

    پاسخ

  2. salam kheilii khoob bood.be khosoos jomalate ostade azizetoon.mer30 az matlabe jalebetoon bye

    پاسخ

  3. Posted by هدیه on آگوست 29, 2009 at 6:17 ق.ظ

    خوب بود ممنون. ولی نقطه ی شروع کجاست .

    پاسخ

  4. ba salam
    lotfan didgahhaye jadid ra baraye man ersal namiid
    ba tashakor

    پاسخ

Respond to this post