We struggle to understand each other, because of the great number of languages spoken in the world. But “hugs” know no language barriers. Who needs a translator to tell you what an arm around your shoulders means?
به خاطر زبانهای بیشماری که در جهان صحبت میشود ما تلاش زیادی میکنیم تا یکدیگر را درک کنیم. اما “در آغوش گرفتن” هیچ مانع زبانی نمیشناسد، آیا مترجمی لازم است تا بگوید معنی بازویی که شانهی شما را در بر گرفته چیست؟
پنجرهای رو به دوستی
یوهان اسمیت
پ.ن. شورای امنیت، سازمان ملل، یونسکو، یونیسف، G8، 5+1، المپیک، اتحاد ملتها، جنگ جهانی، روسیه، گرجستان،اوستیا، فلسطین…وای! سر آدم گیج میره تو این دنیای پر از اسمهای جورواجور و سازمانهای بیخیر و برکت، دنیای حرف و عمل ضد و نقیض، دنیای پر از حرف و تهدید، پر از قطعنامه و مصوبه و تبصره …

Posted by shirin on آگوست 11, 2008 at 11:12 ق.ظ
اگر اونقدر اعتماد به وجود اومده باشه كه خودتو به يه جفت بازو بسپاری ،
نه ، ديگه به مترجم احتياجی نيست …
حالا ممكنه تو اين سازمانهايی كه اسم بردی از اين چيزها باشه ؟؟؟
” يك جفت بازوی حمايتگر ”
واقعاًهم باید گفت “چیز”!!
Posted by مصطفی on آگوست 12, 2008 at 2:02 ب.ظ
ما آدما وقتی یه جای دنیا رو خراب می کنیم، سعی می کنیم یه جوری خودمون رو از دست عذاب وجدان راحت کنیم … خیلی از این سازمان ها هم برای همینه … اول جنگ را میندازیم … بعد کلی سازمان ایجاد می کنیم که مثلاً خسارت های جنگ رو حداقل کنیم
بله…حق با شماست
Posted by سروش on آگوست 14, 2008 at 11:52 ق.ظ
خیلی پست خوبی بود
خواهش میکنم