اصلاً دلم نمیخواد در مورد هیچ مسئلهی اجتماعیای صحبت کنم و از معضل بیکاری و بیعاری و عدم امنیت و خشونت و خیانت و … صحبت کنم.
دلم نمیخواد در مورد هیچ مسئلهی سیاسی چه در صحنهی داخلی چه خارجی نظری بدم و حتی حوصلهی شنیدن بحثهای بیمحتوا و بیسرانجام صنف فروشندگان و رانندگان محترم تاکسی رو ندارم که فکر میکنند همه باید مشتاق شنیدن مباحث فلسفیشون باشن!
دلم نمیخواد مثل مارسل پروست از خاطرهای دور که با چشیدن یک تکه شیرینی یا بوییدن یک گل در ذهنم نقش میبنده چیزی تعریف کنم.
شاید تحت تاثیر کتابی هستم که دارم میخونم. “بادبادک باز” یک جورایی منو برده تو فکر… داشتم فکر میکردم که دنیا چقدر کوچیکه، بعضی آدمها چقدر ضعیفان، بعضیها وحشی، بعضیها فوقالعاده مهربون و دلسوز که چقدر حادثه و اتفاقات از یک حرکت کوچیک ناشی میشه و میون این همه آدم رنگ و وارنگ و ماجراهای گوناگون چقدر عمر زود میگذره…چقدر همه چیز سریع به تاریخ میپیونده و ثانیههای زندگی زود رنگ میبازه؛ به این فکر کردم که بهشت و جهنم تو همین دنیاست و آدم نتیجهی همهی اعمالاش رو میبینه… مهم نیست که چقدر اعتقاد داشته باشه ..دین و آئیناش چی باشه… به هر حال آیندهای در انتظارش خواهد بود که مثل آینه همهی کارهاش رو توی صورتش انعکاس میده…به این فکر میکردم که همه چیز میتونه خوب پیش بره و در یک لحظه که انتظارش رو نداری همه چیز مثل آوار روی سرت خراب بشه… کتابها دنیای عجیبی دارن. مثل فیلمها…آدم تا مدتی تحت تاثیرشون قرار میگیره……
پ.ن.(1) فکر میکنم استراحت بیش از حد و سر کار نرفتن روم تاثیر منفی گذاشته باشه!!! چی بگم والا! نمیدونم!!!
پ.ن. (2) اولین تصویری که با شروع خوندن کتاب به ذهنم رسید همین عکس بود که سالها پیش برندهی بهترین عکس در یک مسابقهى مطرح عکاسی شده بود و روی مجلهی national geography چاپ شد.
…

نوشته شده توسط مصطفی در جولای 25, 2008 در 10:55 ق.ظ
کتاب ها واقعاً رو آدما تاثیر میذارن
خوب چرا نمی ری یه جایی مشغول کار بشی؟
ــــــــــــــــــــــــــ
تنبلی مفرط!
گرمای طاقتفرسا
احتمال سفری قریبالوقوع!
نبود شغلی دلخواه و مناسب
(در حال حاضر اولین و دمدست ترین شغل برای هر رشتهای “تدریس”ِ !!)
که اون هم تاب و توانی در حد رستم میخواد! و فعلاً من ندارم !
نوشته شده توسط shirin در جولای 26, 2008 در 11:56 ق.ظ
اميدوارم تأثير خوندن اين كتاب برات مثبت بوده باشه … البته بهت حق میدم اگه تا چند وقت ناراحت باشی ولی به نظر من همين ناراحتی هم میتونه مثبت و در جهت رشد فردی باشه …
خود من با خوندن بعضی از قسمتهای كتاب بلند گريه كردم . مثل اون قسمت كه تأكيد داره بر وجدان پاك و ساده و مهربان ( حسن ) …
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بله عزیزم تاثیرش مثبت و تکاندهنده بود