دلم می‌خواد به کودکی برگردم…

برای خیلی آدما … برای خیلی کارها … برای خیلی چیزا دلم تنگ شده…

دلم تنگ شده برای 5 سالگی‌م…. دلم یه تاپ و یه سرسره می‌خواد با یک عالمه بستنی قیفی و پشمک و ذرت… دلم یه عالمه بچگی می‌خواد. یه جعبه‌ی جادو و هزار تا کارتون از صبح تا شب! یه فرفره یه بادبادک یه قالی پرنده یه سفر روی بال‌های فرشته‌ى نگهبان… یه چراغ جادو یه آینه‌ى پیشگو… دلم می‌خواد برم به سرزمین عجایب. دلم می‌خواد همون بچه‌ای بشم که به نظرش دنیا ته نداره و هزار و یک چیز برای کشف وجود داره!‌ دلم دو تا چشم معصوم می‌خواد، خنده‌های از ته دل، اشک‌های مرواریدی، دست‌های کوچیک… دلم بازی می‌‌خواد، قایم‌موشک!‌ گرگم به هوا! ‌لی لی! … آخ که دلم تنگ شده….

3 پاسخ to this post.

  1. نوشته شده توسط مصطفی در می 2, 2008 در 6:16 ب.ظ

    حالا مگه چندسالته؟

    راستی مگه تو الان فکر می کنی دنیا ته داره؟؟؟؟؟؟؟

    ولی خدائیش منم خیلی دلم برای دوران کودکیم تنگ شده :)

    اتفاقاً تو فکرشم همین روزا یه چیزی در موردش بنویسم، به وبلاگ انگلیسیت هم سر زدم، خیلی جالب بود
    how many watch

    پاسخ

  2. نوشته شده توسط پسر کوچک در می 3, 2008 در 10:30 ق.ظ

    چه غریبم روی این خوشه سرخ
    من می خوام برگردم به کودکی

    پاسخ

  3. نوشته شده توسط shirin در می 3, 2008 در 11:55 ق.ظ

    ولي به نظر من تو هر لحظه كه دوست داشته باشي مي توني به بچگي برگردي ، كافيه براي چند لحظه اين دنياي خشن و آهني رو ناديده بگيري … مي توني از ته دل بخندي و دنبال پروانه ها تمام مسريتو لي له بري … فقط كافيه بخواي ;-)

    ( البته مراقب باش تو شرائط خيلي رسمي و جدي چنين هوسي نكني )

    پاسخ

به این نوشته پاسخ دهید