طبق برنامه! میخوام اینجا گاهی در مورد ترجمه هم صحبت کنم.
پس آغاز کلام رو اختصاص میدم به یک مطلب جالب در مورد پیدایش زبانهای گوناگون در دنیا و یا به عبارتی جلسهى اول کلاس دیرینه شناسی زبان و ترجمه:
شکلگیری زبانهای مختلف به روایتی از برج بابل شروع شد. این عکس که در اینجا میبینیند “برج بابــل” ِ .

و اما داستان این برج:
“برج بابل که اولین بار، بر طبق بخش سفر پیدایش ِ کتاب مقدس، بوسیلهى “سومری”ها ساخته شده بود، در واقع برجی است که بشر برای رسیدن به آسمان بنا کرد. گمان میرود فرزندان نوح که آن زمان معرف تمام نوع بشر بودند، همگی در زمین به یک زبان واحد سخن میگفتند، تنها و تنها “زبان آدامیک”. خداوند که آنها را سراپا غرور میدید، برای آنکه نقشهشان را در رسیدن به آسمان خراب کند، زبان بشری را گوناگونی داد تا انسانها دیگر زبان یکدیگر را نفهمند. و بدین ترتیب بود که ساخت برج متوقف شد و انسانها در زمین پراکنده شدند.
این داستان از یک سو پاسخگوی سؤال دربارهى چگونگی پیدایش زبانهای گوناگون در زمین است و از سوی دیگر جنبهای اخلاقی دارد: خطرات قرارگرفتن در موقعیتی برابر با خداوند، او را به مبارزه طلبیدن با دانش بشری… همچنین الزام سخن گفت انسان و توانایی فهم یکدیگر به منظور انجام کارهای مختلف، و احتمال شکست در کارهایی که در آن هر گروه ساز خودش را میزند!!
این هم قسمتی که در کتاب مقدس، فصل سفر پیدایش، باب یازدهم در این خصوص گفته شده:
و تمام جهان را یک زبان و یک لغت بود*
وقتی از شرق کوچ کردند، در شهر “شنعار” زمینی هموار یافتند و در آنجا سکنی گزیدند*
و به یکدیگر گفتند بیایید خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم، و ایشانرا آجر به جای سنگ بود و قیر به جای گچ*
و گفتند بیائید شهری برای خود بنا نهیم و برجی را که سرش به آسمان برسد تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم مبادا بر روی زمین پراکنده شویم*
و خداوند نزول نمود تا شهر و برجی را که بنیآدم بنا میکردند ملاحظه نماید*
و خداوند گفت همانا قوم یکی است و جمیع ایشان را یک زبان و اکنون هیچ کاری که قصد آن کنند از ایشان ممتنع نخواهد شد*
اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند*
پس خداوند ایشانرا در آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر بازماندند*
از آن سبب آنجا را بابل نامیدند زیراکه در آنجا خداوند لغت تمامی اهل جهان را مشوش ساخت و از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده نمود*….
پ.ن. باید بگم خیلی دلم میخواست این مباحث رو ادامه بدم…. ولی متأسفانه به دلایلی مجبور شدم این واحد درسی رو حذف کنم… به همین خاطر فقط همین یک پست رو به این مطلب اختصاص دادم
Posted by مصطفی on آوریل 8, 2008 at 11:31 ق.ظ
مدتی است که مشتری شما شدیم و لذت می بریم
لطف دارین
ممنون که به این وبلاگ سرمیزنین
Posted by shirin on آوریل 9, 2008 at 12:59 ب.ظ
خيلي جالب بود … تا حالا نخونده بودم … كاش ادامشو هم ميگفتي ! بعد كه پراكنده شدن چه اتفاقاتي براشون افتاد ؟!
Posted by افشین on مارس 9, 2009 at 8:10 ق.ظ
سلام
در ضمن اسم این کتاب و چند تا من واسه ترجمه دارم:-)
اوا باید بگم : نمیتونم بگم عالیه، باید یگم بالا تر از عالیه،
من وب شما رو از گوگل پیدا کردم، وقتی می خواستم واسه تنها دلیل زندگیم، متن واسه off پیدا کنم من نمیتونم اینجا تمام سوال هامو بپرسم، اگه مشکلی ندارهیا بد نیست، من ID مو بدم، توو yahoo m بهتر میشه گفت. آخه سرعتش از اینجا بهتره
ID: LAUSY_SPINSTEAR