ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست
دریاب که هفتهی دگر خاک شده ست
می نوش و گلی بچین که تا در نگری
گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست
خیام
امروز، روز ِ طبیعت یا همون سیزده بدر خودمونه! امیدوارم به همگی خوش بگذره… شاید پیش از هر چیز جالب باشه مختصری در مورد تاریخچهی سیزده بدر صحبت بشه. البته من خودم هم در این مورد کنجکاو شدم و به پیشنهاد یکی از دوستان دنبال مقالهای در اینباره گشتم و تقریباً در اکثر وبسایتهایی که دیدم، مشترکاً به این مطلب برخوردم:
همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :
“… جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند…”
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.
گو اينكه در كتابهای تاريخی و ادبی گذشته از قبيل تاريخ بيهقی و آثار الباقيه كه تمامی آيينهای نوروزی را مو به مو شرح دادهاند ، نشانی در مورد سيزده بدر نيست و حتا شاعران آن زمان هم در اشعار خود اشارهای در مورد آن نكردهاند ، اما هيچكدام از اينها دليل بر اين نيست كه جشن سيزده بدر از آيينهای معتبر و باستانی ايران نبوده است، بلكه میتوان گفت چون اين جشن در ميان همهی قشرها عموميت داشته و بطور كلی جشنی مردمی بوده، نه پادشاه پسند و نه فقط برای خواص ؛ و از سويی ديگر چون شاعران و نويسندگان آن زمان بيشتر رويدادها و جشنهای رسمی را كه در حضور شاهان برگزار میشده ، توصيف میكردهاند – از اين رو در نوشتهها و اشعار آنان رد پايی از سيزده بدر وجود ندارد.
تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهندهی دیرینگی زیاد آن است. همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.
و اما اینجا یک دسته بندی ِکوچولو از آنچه که در این روز اتفاق میافته:
۱) یک روز بیرون از خانه: اول از همه طبق یک رسم دیرین، این روز همه از خونه بیرون میرن، حالا یا به دشت، یا به کوه، یا به سمت پارکها و جنگلها و یا جادههای سرسبز خارج از شهر… به هر صورت در دلِ طبیعت آخرین روز ِنوروز رو جشن میگیرن و به قولی نحسی ِعدد سیزده رو بدر میکنن. ولی در خصوص این عدد من به یک مطلب ِ جالب برخوردم:
نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیومن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.
همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.
برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.
اما پس از حمله ی تازیان به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز از هرماه نیز جز این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.
برای مثال دو بیتی ای از «ابونصر فراهی» هست که نحوست روزهای هر ماه را بیان می کند :
هفت روزی نحس باشد در مهی زان حذر کن تا نیابی هیچ رنج
سه و پنج و سیزده با شانزده بیست ویک وبیست وچهار وبیست وپنج
البته نحوست عدد سيزده – به علت تقارن بعضی از حوادث ناگوار با آن در بعضی فرهنگهای کهن، از دير باز مطرح بوده و موجب آمده كه وحشتی همگانی از نامباركی اين شماره در نهاد بشر پديد آيد.
از سویی دیگر پس از نفوذ فرهنگ سامی نوبت به رخنه ی فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که در این فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند.
اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.(این خود نشانه ای از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره است.)
فروردین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است. و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یادآور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان رسمی روزهای جشن نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها «حسن ختامی بود بر بزرگ ترین جشن سال.”
۲) انواع خوراکیها: غذاهایی که در این روز در سفرهی طبیعت سرو میشه! عبارتند از: باقالیپلو، آش رشته، كوكو ، كوفته و همچنین جوجه کباب که یک خوراکی ِ پیکنیکی ِ!!!( و امروزه بیشتر بیرون از خونه خورده میشه، چون درست کردن آتیش و دود و بویی که راه میندازه در طبیعت بیشتر کاربرد داره تا در خونههای کوچولو و آشپزخونههای اُپِن!!!) … و البته کاهو سکنجبین هم از مخلفات ِ کنار غذاست.
۳)سبزه گرهزدن: که گاهی از گره زدن ِ ساقهی ظریف ِسبزه میگذره و به گره ملوانی ِ یک شاخهی بید میانجامه!!! خوب از قدیم گفتن کار از محکم کاری عیب نمیکنه!! اما سبزه گره زدن نشانهی چیه؟
افسانهی آفرينش در ايران باستان و مسئلهی نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتی دربارهی کيومرث حائز اهميت فراوانی است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است… مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوی کيومرث بودند روز سيزده فروردين برای اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پایهی ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پيمان زناشويی نيت میکنند و علف گره میزنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولی در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است.
۴)دروغ سیزده: نمیدونم واقعاً یعنی چی؟! … اما باید اعتراف کنم یکی از بهترین دروغهایی که شنیدم یا خوندم ” خبر كج شدن برج ميلاد و احتمالِ سقوط اون بود” که دروغ سيزده سال ۸۴ در صفحهی آخر روزنامهی شرق منتشر شده بود و با يك عكس كامپيوتری دستكاری شده و مردم رو سر كار گذاشته بودند!!!
در مورد ریشهی این “دروغ” گفتهاند:
از ديگر رسمهای شوخی آميز روز سيزده كه مشخص نيست نخست از كجا آغاز شده، دروغ روز سيزده است. چنان كه اروپاييان نيز روز اول آوريل كه به روز سيزده فروردين ما بسيار نزديك است ، (هر چهار سا ل يك بار سيزده فروردين و اول آوريل برابر میشوند) اين رسم را دارند. بطوريكه یک روز اول آ وريل راديو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود كه امروز برج ايفل خراب خواهد شد. با شنيدن اين خبر عدهی زيادی حيران و هيجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلاميهی دروغ اول آوريل روبرو شدند.
(۵ مراسم تمثیلی سیزده بدر:
بسياری از مراسمی كه در جشن سيزده در ايران برگزاز میشود ، معانی اساطيری و تمثيلی دارد. شادی و خنده به معنای فرو ريختن پليدی و انديشههای تيره ؛ مهربانی و روبوسی ، نماد آشتی و استحكام دوستی و پاكيزگی از دشمنی و عداوت ؛ به آب افكندن سبزههای هفت سين به آب رونده نماد فديه به ايزد بانوی آب (آناهيتا) ؛ خوردن غذا در دشت نماد فديهی گوسفند بريان ؛ گره زدن سبزه برای باز شدن بخت ، تمثيلی از پيوند زن و مرد و ادامهی نسل است.
از رسمهای ديگر جشن سيزده بدر كه در گذشته بسيار معمول بوده ، شركت در مسابقات بُرد و باختی به ويژه اسب دوانی است كه ياد آور نبرد ايزد باران با ديو خشكسالی است.
بازی و سرگرمی کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عيد بهاری رسم است، نه فصلهای ديگر سال.
ایرانیان بیشتر روز سیزده بدر را پس از رسیدن و نشستن، به ساز و آواز، بازیهای دسته جمعی مانند الک دولک، جفتک چارکش میگذراندند. هر دسته برای خود ساز و ضربی جور میکرد و خلاصه دشت و صحرا پر از آواز و ساز و رقص و شادی میشد.
پ.ن. مطالب قسمت آبی رنگ بر گرفته از این سایت بود.





Posted by پسر کوچک on آوریل 2, 2008 at 10:14 ب.ظ
بهتر از این نمی شد کامل،جذاب، خواندنی و شیوا
ممنون یه عالمه…….
Posted by گجمو2 on آوریل 3, 2008 at 6:41 ق.ظ
سلام.
شرمنده از اینکه برای عرض ادب و گفتن تبریک سال نو دیر رسیدم،با این حال امیدوارم سال خوب و پر برکتی در کنار خونواده داشته باشی و باز امیدوارم امسال سال رسیدن به آرزوهای شما هم باشه.
سال نو بر شما و خونواده محترمتون هم مبارک