آدم اگر چندین ماه بدون مرخصی و تعطیلی در تهران بزرگ، این ابَر شهر ِ آلوده و پرترافیک و پرماجرا ساکن و شاغل باشه، یک سفر ِ ۲- ۳ روزهی خارج از پایتخت خیلی بهش میچسبه! اینقدر که به جای درخت و سبزه و گل و بلبل ، آپارتمان و برج و ساختمان و اتوبان دیدیم از شهرنشینی بیزار شدیم!
حالا فکرشُ بکنین که بهار باشه و تعطیل باشین و به یک جزیرهی زیبا هم سفر کنین…
به به!! به به!! این یعنی نهایتِ خوشی ؛-) ! آدم روحیهاش به کلی عوض می شه و از شهر خاکستری و دودی ِ تهران، میره تو قلب یه جزیرهی قشنگ که آدما با لباسهای رنگ و وارنگ، همه شاد و شنگول در رفت و آمدن! البته گرمای هوای صبح و ظهر به جای خود، ولی عصرها هوا خیلی خنک و تمیز و دلانگیز بود.
بعله! من هم تازه از یک همچین سفری برگشتم.
با یک عالمه عکس و خاطره و انرژی!
گرچه مدتش کوتاه بود و دیدنیها بسی زیادتر از یک بازهی زمانی ِ ۳ روزه، ولی در همون چند روزی که به چشم بهمزدنی گذشت، رنگ ِسبز و آبی ِ “خلیج ِ تا ابد فارس” و امواج آرومش، درختهای نخل تنومند وسط خیابونها و گلکاری قشنگ تزیینی ِ هتلها و مراکزخرید، ماشینهای یک دست سفید و قایق و کشتیهای تفریحی و … هزار و یک زیبایی ِ دیگه، باعث شد این سفر یکی از به یادموندنیترین سفرهای زندگیم باشه. این دومین باره که بعد از مسافرت اینقدر احساس ِخوبی دارم. “بسیار سفر باید” تا آدم روحیهی از دست رفته و انگیزههای بربادرفتهاش رو دوباره بدست بیاره…



Posted by فتحی on مارس 31, 2008 at 5:18 ب.ظ
فراخوان انتخاب بهترین کامنت گذار جشنواره نوروزی
http://1fathi.wordpress.com/2008/03/31/547
فقط تا ساعت 12 روز 13 فروردین فرصت دارید تا از خوانندگان
وبلاگتان به این طریق تشکر کنید!
Posted by shirin on آوریل 5, 2008 at 2:25 ب.ظ
عزيزم ، هميشه در سفر باشي البته انطور سفرها ( كه بهت خوش بگذره و سرشار از انرژيت كنه ) …
خوشبختانه سفر امسال من هم سفر خوب و به يادموندني بود … جات حسابي خالي …