(1) نامه

petal-in-the-book.jpg

سلام دوست عزیزم

   امیدوارم حال و احوالت خوب باشه و این هوای سرد ِ کسل‌ِ‌کننده تأثیری روی وجود مهربون تو نگذاشته باشه! حالا واقعاً چه می‌کنی با این سرمای استخوان‌سوز؟ اونجا هم برف اومد؟ هوا ابری بود؟ باد و بوران هم داشت؟ … البته بعید می‌دونم، چون جایی که تو هستی حسابی گرمه.
چند وقتی بود ازت بی‌خبر بودم. گفتم یه حالی ازت بپرسم ببینم اصلاً منو می‌شناسی؟ اصلاً منو یادت هست؟ چرا دیگه به یاد ما نیستی؟ چی کارا می‌کنی؟ چه خبرا؟…می‌دونم… دنیای پرمشغله‌ایه… آدم سال به سال سراغی از دوستاش نمی‌گیره… ولی باید بگم از دستت دلگیر شدم! از تو بیشتر از این‌ها انتظار دارم! آخه نباید یه حالی از ما بپرسی؟ ناسلامتی ما یه عمره که با هم دوستیم! …
راستش از خدا که پنهون نیست، از تو چه پنهون!  می‌خواستم یه چند تا سؤال ازت بپرسم… آخه تو از همه بهم نزدیک‌تری و جواب‌هات همیشه قانع کننده است. هزار تا چیز الان داره توی سرم می‌چرخه… هزار جور فکر و خیال. کلی سوال دارم که مطمئنم هیچ دو نفری جواب یکسانی براش ندارن!‌ولی از تو می‌پرسمشون! راستش داشتم به دیالوگی فکر می‌کردم که توی یک فیلم شنیده بودم: “تو این دنیا همینکه دو تا آدم همدیگرو دوست داشته باشن، خودش کلی عجیبه!” … خوب من یک چیزهایی رو نمی‌فهمم. چه چیزی عجیبه؟ و اصولاً ماهیت دوست داشتن چیه؟ چرا ما بعضی‌ها رو بیشتر از دیگران دوست داریم؟ چه طور دوست داشتن ابدی می‌شه؟ چرا بعضی‌ها دوست داشتن رو نمی‌فهمن؟ چرا بعضی اونو مسخره می‌کنن؟ اتفاقاً می‌خوام برای “دوست داشتن” هم یک نامه بنویسم… همونطوری که برای تو، دل من، نامه نوشتم! حتماً تو رو هم در جریانش می‌ذارم!

   خلاصه دوست من! دل من! این وبلاگ به نام خودته…! پس می‌خوام بیشتر باهات حرف بزنم! می‌خوام کلی نامه برات بنویسم… این تازه اولیشه :-) از اینکه ازت دلگیر بودم هم معذرت! دست خودم نبود! شرایط  جوی و اجبار محیط بود! حالا دیگه آشتی! بیشتر به من سر بزن! منتظرماااااا ؛-) …

3 نظر to this post.

  1. Posted by shirin on فوریه 4, 2008 at 1:36 ب.ظ

    ننوشته بودي گيرنده نامه ت كيه ، بنابراين منم فضولي كردم و خوندمش . اميدوارم از من يكي دلگير نباشي آخه منم تازگي ها كلي شرمندت شدم و نتونستم بهت سر بزنم ولي قول ميدم جبران كنم … راستي اين چراهاي تو نامه ت چراهاي منم هست . اگه جوابشونو پيدا كردي به منم بگو … :-)

    پاسخ

  2. سلام.
    رسیدن بخیر!
    شاید بهت سر نزدم اما اگر آف خون باشی،کلی آف برات گذاشتم.
    از اون همه علامت سوالی که گذاشتی،می خوام فقط به یکیش جواب بدم که دیگرون هم چیزی واسه گفتن داشته باشند.
    بخاطر این ما بعضی ها رو بیشتر دوست دارم!! چون اون بعضی ها دوست داشتنی تر از دیگرونند!!
    پ . ن پانته آ خانوم :
    شرمنده که وردپرس نامه شما درب منزل آورد و به من تحویل داد و من بعد از خوندن،با سلیقه خودم نوشتم،همانطور که شما خوش سلیقه بودین و زیبا نوشتین.
    موفق تر از همیشه باشی

    پاسخ

  3. Posted by بامداد on فوریه 11, 2008 at 11:13 ق.ظ

    گاهی وقتا آدم دلش برای خودش تنگ می شه
    گاهی وقتا آدم از خودش غافل می شه
    چه خوبه آدم برای خودش برای دلش نامه بنویسه

    پاسخ

Respond to this post