“دو راهي مكان مقدسي است. آنجاست كه مسافر بايد تصميم خود را بگيرد. به همين دليل است كه خدايان معمولاً بر سر دو راهي ميخورند و ميخوابند.
جايي كه دو راه به هم ميپيوندد، دو نيروي عظيم متمركز ميشود؛ راهي كه برگزيده ميشود و راهي كه ناديده گرفته ميشود. دو راه فقط براي مدت كوتاهي به مسير واحدي بدل ميشوند.
مسافر ممكن است آنجا استراحت كند، چرتي بزند و حتي با خدايان ساكن دو راهي مشورت كند، اما هيچكس نميتواند تا ابد آنجا بماند. وقتي تصميم گرفته شد، او بايد بدون فكر كردن به مسيري كه كنار گذاشته است، به راه ادامه دهد. در غير اين صورت، دو راهي به مصيبت بدل ميشود…”
برگرفته از كتاب “مكتوب… پائولو كوئيلو”
از اين دو راهيها در زندگي زياد هست… يعني گزينههايي كه ذهن آدم رو درگير خودش ميكنه، انتخابهايي كه آيندهى يك زندگي رو تحت الشعاع قرار ميده… همين درگيري و تصميمگيري و مشغوليتهاست كه زندگي رو از يكنواختي در مياره. باعث ميشه كه آدم از حالت سكون و تكرار و زوال بيرون بياد و يه تكوني به خودش بده!! ولي خوب گاهي اين تصميمات بيشتر از يه تكون، در حد يك دگرگوني اساسي دنياي آدم رو زير و رو ميكنه…

Posted by shirin86 on ژانویه 5, 2008 at 11:19 ق.ظ
درست ميگي … اين دور اهي ها مي تونه آدم رو خيلي تحت الشعاع خودش قرار بده …
مثل خود من كه مدتها است سر يك دوراهي خيلي برزگ جا موندم … تو يكي از اين جاده ها آدمهايي هستند كه صدام ميكنند ، كه مي خوان من هم به اونا بپيوندم ، اصرارشونو ميشنوم ، حتي بي تابيشونو براي به راه اومدن من و تو
جاده ي مخالف كسي هست كه حتي از يه عرض سلام ساده هم مضايقه
مي كنه ، حتي نگاه نميكنه كه ببينه من پشت سرش هستم يا نه ، ولي من تمام حواسم به اونه …
تو بگو كدوم جاده رو انتخاب كنم ؟ اوني كه صدام مي كنه يا اونيكه بي تفاوته ؟؟؟ كدوم و انتخاب كنم و كدوم و پشت سر بزارم تا گرفتار مصيبت نشم ؟!!!!!!!!!
Posted by پسر کوچک on ژانویه 5, 2008 at 3:25 ب.ظ
همین که آدم نمی دونه انتهای هر راه به کجا می رسه زیباست
موفق باشید
Posted by gajamoo on ژانویه 13, 2008 at 12:31 ب.ظ
عکس قشنگی بود.
موفق تر باشی