تا حالا شده يه گوشه بشيني، دستهات رو بذاري زير چونت، زل بزني به يه ترك سياه روي ديوار يا يك نقطهي بدون مختصات روي در و پنجره و بعد بري تو يه دنياي ديگه؟! …
يك درجه بهتر، آيا تا حالا شده كنار پنجره روي صندلي راحتي بشيني و همونطوري كه مثل يك گهواره آروم عقب و جلو ميري، در حاليكه بارون مياد، آسمون، قطرهها ،درختها ذهنت رو پرواز بده به يك جزيره كشف نشده؟!
تا حالا شده كه يك منظره، يك گل، يك صدا، يك آهنگ، يك عطر و يا حتي يك اسم، ببرتت به يك لحظهي خاص در يك زندگي ِ دور؟
تا حالا شده وقتي به كوهها نگاه ميكني، دلت بخواد در اون لحظه روي قلهاش ميبودي و چاي داغ ميخوردي و به كوچيكي زمين و آدماش فكر ميكردي ؟!
تا حالا شده دنيا به نظرت بياهميت و بيارزش اومده باشه ولي به غروب خورشيد خيره شده باشي و بگي “چه زيبا و شگفتانگيز!”
تا حالا شده كه بخواي بري اون دور دورا، پشت كوهها، همونجايي كه تو قصهها، يك شهر هست مثل بهشت؟!؟
تا حالا شده با يك عكس مدتها حرف بزني ولي با آدمي كه جلوت نشسته نتوني حتي يك كلمه صحبت كني؟!!
تا حالا شده كه يك كتابو بخوني و بخواي زير همهي جملههاش يك خط پررنگ ِ قرمز بكشي و با قعطيت اعلام كني كه قراره اين ستاره و ضربدرها كه نشان از نكات مهم اون كتابه رو تو زندگيت بكار ببري، ولي بعد از يك ماه اصلاً ندوني كتابو كجا گذاشتي؟!
شده تا حالا كه توي تقويمت، يك روز رو مشخص كني و توي صفحهي سررسيد براي خودت علامت بزني يعني اينكه قراره تا اون روز يك كار مهم انجام بشه و يك مصرع شعر از حافظ هم بنويسي تا اين حركتت روشنفكرانهتر به نظر بياد!… و بعد از چند ماه وقتي به اون علامت ميرسي از خودت بپرسي حالا اين علامتو چه كسي اينجا گذاشته، براي چي؟!؟؟!!!
تا حالا شده كه بخواي اما نتوني…؟؟؟؟!!!!!

Posted by بامداد on نوامبر 16, 2007 at 6:49 ق.ظ
بی تو جز گستره ایی بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز
از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم
می بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت
از یادش می برند
Posted by gajamoo on نوامبر 16, 2007 at 7:30 ب.ظ
آری
مدتهاست طی می کنم
مسیری را
که شما
در پست خود ذکر کردید.
مدتهاست
تمام مسیرهای زندگیم
تکراریست.
می خواهم
اما توانی در من نیست.
برای همیشه
می خواهم ترک کنم دنیای فانی را
ولی در من جراُتی نیست.
می خواهم
اما نمی توانم.
موفق تر باشی
Posted by ارش صفریان on ژانویه 13, 2009 at 2:24 ب.ظ
امید خواستن را می سازد وخواستن زندگی را.از وبلاگ خوبتون تشکر می کنم.