
هر روز
خورشید، ابر، آسمان
هر روز
گل، پرنده، پروانه
هر روز
کار، درس، تنفس
هر روز آدم ها، رنگ ها، خوب ها، بدها
هر روز زندگی…
و فردا
ابهامی شیرین…
14 Oct

هر روز
خورشید، ابر، آسمان
هر روز
گل، پرنده، پروانه
هر روز
کار، درس، تنفس
هر روز آدم ها، رنگ ها، خوب ها، بدها
هر روز زندگی…
و فردا
ابهامی شیرین…
1 Sep

گاز، کلاج، ترمز…گاز، کلاج، ترمز….گاز، کلاج، ترمز
ایست!!!
روزی نیست که من یک تصادف تو اتوبان یا تو شهر نبینم…
بابا به خدا ویراژ دادن و سبقت غیر مجاز و رانندگی مارپیچ و انحراف به چپ هنر نیست!!!!!! من نمی دونم چرا بعضی راننده ها فکر می کنن پشت ماشین رالی فرمول یک نشستن!!! باور کنین هیچ خط پایانی در کار نیست!!! در مقصد هم هیچ خبری از کاپ طلا و جایزه چند صد هزار دلاری نیست!!!! نهایتاً یا 10 دقیقه زودتر می رسین یا هرگز نمی رسین!!!!
من تو شهر بازی هم اینقدر هیجان و استرس بهم وارد نمی شه که وقتی می شینم تو تاکسی!!!!!
خدایا رانندگان محترم و خوش-دست فرمان را آرامشی عطا فرما!!!! آمین!!!!
31 Aug
عاشق که می شوند
قصه ها می بافند طولانی تر از هزار و یک شب
شیرین تر از داستان شیرین و فرهاد
خواستنی تر از هر چه خواستنی در دنیاست
ولی…حیف
حیف که زود همه چیز از یاد می رود…
حیف که فقط می توانیم خوب حرف بزنیم…
و این قصه همچنان مکرر است…
پ.ن. گاهی از یک نفر یک الهه و بت می سازی و اونقدر اونو پرستش می کنی و مثل پروانه دورش می گردی که بتواره به این توهم می رسه که اصلاً خداست!! اما دیر یا زود، هر بتی می شکنه…
خوبیه شکستن یک تکیه گاه توخالی اینه که “آدم می فهمه هیچ کس بی دلیل و چشمداشت تکیه گاه و مأمن و پناه نمی شه و تنها هر شخص می تونه به خودش اتکا کنه و بس”
28 Aug
به دنبال بهانه ای ساده برای ادامه…
به دنبال دلیلی منطقی برای درک برخوردهای بی منطق…
به دنبال آینه ای برای بازتاب حقیقت…
به دنبال خود و دیگری
در پس روزهای بی درنگ هفته…
در پی انسان
به دنبال کمال
در مسیر سرنوشت…
به پیش می روم
26 Aug
شده تا حالا بخوای یک عالمه حرف رو در قالب جملات محدود بیان کنی ولی اینقدر که واژه ها کم و ناچیز و بی احساسن کلاً از خیر حرف و حدیث بگذری و سکوت کنی…
اگر نشده، پس بدون دنیات محدود به همین 32 حرف الفباست…
17 Jul
* گاهی فکر می کنیم می تونیم دنیا رو عوض کنیم ولی همیشه احتمال اینکه دنیا ما رو عوض کنه بیشتره…
* اگر به کارت اعتماد داری، انجامش بده…
* در پذیرش هر حقیقت انکار ناپذیری ترس وجود داره…
پ.ن. اینها گزیده هایی از دیالوگ های تلویزیونی است…
13 Jul

چرا بعضی افراد فکر می کنن همه بهشون نظری سوء دارند؟؟؟؟
چرا بعضی افراد فکر می کنن خیلی متشخص و فهمیده اند و بقیه نمی فهمند؟؟؟؟
چرا بعضی ها فکر می کنن خون شون رنگین تر از بقیه است؟؟؟؟
چرا بعضی افراد در رابطه با سایرین همواره دچار سوء تفاهم اند؟؟؟؟
پ.ن. (1) امروز تو تاکسی برخوردی با یکی از همین افراد “متشخص نما” داشتم!!
10 Jul

از وقتی که مجبور به ارائه تحقیق دانشگاهی شدم دائم تو این فکر بودم که یک دستورالعمل جامع و کامل درباره نوشتن مقاله پیدا کنم. متأسفانه از واحدهای دانشگاه هم که مربوط به “روش تحقیق” می شد، بنده هیچ استفاده ای نبردم! ولی چون در این مقطع لزوم پژوهش بر مبنای روش علمی محسوس تر بود تصمیم گرفتم مطلبی رو که به زبان فرانسه درباره ی روش تحقیق مکتوب پیدا کردم برای استفاده دانشجویان عزیز از جمله خودم ترجمه کنم. احتمالاً در چند پست این مهم انجام می شه چون متن اصلی 18 صفحه است! به هر صورت امیدوارم مفید واقع بشه.
چطور یک گزارش یا مقاله علمی بنویسیم؟
این نوشته شامل خلاصه ای از خوانش آثاری است که به “روش شناسی نگارشی” اختصاص داشته اند و الهام گرفته از تجارب شخصی اینجانب “الکساندر باتلر” به عنوان مدرس-محقق می باشد. برای دانشجویی که باید گزارشی تجربی ارائه دهد و یا کاری مهم تر چون نگارش تز دکترا یا دانشنامه بر عهده دارد، این نوشته ی راهنما به او کمک خواهد کرد تا “لحن علمی” مناسب را یافته و ترس خود را از کاغذ سفید مهار کند! سایر محققین نیز در این نوشته دلیل ردٌ تقاضای چاپ مقاله خود و یا نقد وارد بر آن را خواهند یافت. اگرچه که شاید این مقاله جامع نباشد ولی از تجارب خوانندگانش در جهت تکمیل آن بهره گرفته خواهد شد.
کلیات
مشکلی که اینجا بروز می کند “ارتباط نوشتاری” است. شاهد این مدعا تعداد آثاری است که به این مقوله اختصاص یافته اند و این مهم نه تنها آسان نیست بلکه با توجه به سلایق گوناگون افراد و حوزه ی تخصص آنها امری بسیار دشوار است چرا که هر روز بر میزان اطلاعات آدمی (از طریق رادیو، تلویزیون، روزنامه، کنفرانس و…) افزوده می شود.
در حیطه ی علوم، با توجه به کثرت مجلات علمی و مقالات منتشره، میزان اطلاعات چنان زیاد می شود که هضم آن مشکل می نماید و ما به ناچار بخشی از آن را قربانی می کنیم. گزینش اطلاعات در راستای “کیفیت” ارتباط نوشتاری انجام می شود.
ارتباط را می توان با زنجیره زیر مقایسه کرد:
منبع ==> فرستنده ==> واسطه ==> گیرنده ==> هدف
ادامه دارد …
8 Jul

“كار مايه شخصيت و جوهر تن آدمي است.”
یک ماه از شروع کار جدیدم می گذره. تا الان که خوب بوده. یک چیزی مثل همین عکس! D-:
و البته خاک و گرد و غبار و آلودگی این چند روزه و حتی شلوغی ایام سابق هم مانع کار ما نشده! وما همچنان به انجام وظیفه متعالی خود اهتمام می ورزیم!!
ولی جدا زل زدن تمام وقت به صفحه مانیتورو بررسی پرونده ها کار بسی طاقت فرسایی است. البته هر شغل مصائب خودش رو داره! گله ای نیست!
در عوض دو تا همکار شوخ و بذله گو نصیبم شده که با وجود اونها اصلاً گذشت زمان رو حس نمی کنم.
خلاصه که مشغولیم و مشعوف!!